تو را من چشم در راهم . . .

 

نشانش گریه ام ؛آهم

 

نشانش را بخوان

 

در شعرهای گاه و بیگاهم

 

بخوان در واژه هایم حرف هایی را

 

که گم شد  باز در اشک سحرگاهم

 

تو را من چشم در راهم

 

بخوان با من

 

من این هجران و دوری را نمی خواهم

 

تو را من چشم در راهم . . . . . .